کـآش

✘...و کاش زلزله ای در آذربایجان شرقی، به اندازه ی بچه های مدرسه ی ما آدم نمیکشت...
✘... و کاش دوباره بروم مشهد....دست بوس امام رضا
✘...و کاش یک عالمه پول داشتم ؛ میدادم به بعضی ها...
✘...و کاش دوستم تیر نمی خورد ، و کاش تر! نمی مرد...
✘...و کاش آدم های توی آلبوم زنده بودند ، و آن آدم بزرگ توی قاب...
✘..و کاش کسی پیدا می شد ؛ با یک اسب سفید!
✘...و کاش سرم نیاید آنچه با دیگران کردم.
✘...و کاش مایع دستشویی مان آبی بود , نه زرد!!
✘...و کاش طاها را دوباره می دیدم ، همانقدر دوست داشتنی، همان قدر خوب...
✘...و کاش من هم از آن چشم های رنگی داشتم!
✘...و کاش برادرم سرش بخورد به سنگ! آدم بشود...
✘...و کاش بچه ها در مهمانی فردا؛ کاری ب کار عروسکهای من نداشته باشند.
✘...و کاش یک نفر زنگ بزند به من...بگوید سلام!
✘...و کاش هوا سرد می شد(و من هم برف را می دیدم)
✘...و کاش پسته هامان اینقدر زود تمام نمیشد ...و آلو بخارا ها!
✘...و کاش کمی مهربان تر بودم با مادرم..
✘...و کاش دوست داشتن ها می شد مثل فیلم هندی ها !!
✘...و کاش مسئله های ریاضی اینقدر سخت نبود...
✘...و کاش اینقدر دوست نداشتم، بستنی کاکائویی را...
✘...و کاش میدانستم " او " دلش برای "که "تنگ است...
✘و کاش ...