...و کاش زلزله ای در آذربایجان شرقی، به اندازه ی بچه های مدرسه ی ما آدم نمیکشت...

... و کاش دوباره بروم مشهد....دست بوس امام رضا

...و کاش یک عالمه پول داشتم ؛ میدادم به بعضی ها...

...و کاش دوستم تیر نمی خورد ، و کاش تر! نمی مرد...

...و کاش آدم های توی آلبوم زنده بودند ، و آن آدم بزرگ توی قاب...

..و کاش کسی پیدا می شد ؛ با یک اسب سفید!

...و کاش سرم نیاید آنچه با دیگران کردم.

...و کاش مایع دستشویی مان آبی بود , نه زرد!!

...و کاش طاها را دوباره می دیدم ، همانقدر دوست داشتنی، همان قدر خوب...

...و کاش من هم از آن چشم های رنگی داشتم!

...و کاش برادرم سرش بخورد به سنگ! آدم بشود...

...و کاش بچه ها در مهمانی فردا؛ کاری ب کار عروسکهای من نداشته باشند.

...و کاش یک نفر زنگ بزند به من...بگوید سلام!

...و کاش هوا سرد می شد(و من هم برف را می دیدم)

...و کاش پسته هامان اینقدر زود تمام نمیشد ...و آلو بخارا ها!

...و کاش کمی مهربان تر بودم با مادرم..

...و کاش دوست داشتن ها می شد مثل فیلم هندی ها !!

...و کاش مسئله های ریاضی اینقدر سخت نبود...

...و کاش اینقدر دوست نداشتم، بستنی کاکائویی را...

...و کاش میدانستم " او " دلش برای "که "تنگ است...

و کاش ...