...

شکستن ؛
خـــرد کردن ؛
ســــــــوزاندن ؛
خاکســـــتر کردن ؛
به باد دادن ؛
از هر انگشتش یک هنر می بارید ... !!!

ادامه نوشته

علی چپ!

علی چپ ، راست می گفت : این روزهــــــا

کوچه اش ظرفیت اینهمه متقـــــاضی را ندارد ،

باید بزرگـــــــراهش کرد ! ...

خوشی

چند روز است دائم به زیر دلت فکرمیکنم
 خوشی ها دقیقا کجایش را زدند !
 که اینقدر راحت قید همه چیز را زدی؟

آنــه

 آنشرلی هم نشدیم که ازمون بپرسن:

آنه٬ تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت؟..

خبـــر

چیزی راجع به مثلث عشقی شنیدین؟؟؟

(من عاشق تو ،تو عاشق اون،اون عاشق من )

این روزا شیش ضلعیش هم اومده!!!

دلتـــنگ


از ماضی ها و مضارع ها خسته شدم

دلم برای حال ســاده ات تنگ است...

جز آن یـــکی

بعضی وقت ها چیزی مینویسی

فقط برای یک نفر...

اما دلت میگیرد وقتی یادت می افتد

که هرکسی ممکن است آن رابخواند

جز آن یـــک نفر...!

آتش بس

ایــن روزهـــا همــه بــه مــن
دلـتــنـــگــی
هــدیــه مـی دهنــد
لطفـــا آتــش بــس اعــلام کــنید!
بــه خـــدا،تمــــامـ شــد
دلـــــــــــم...!

لبخند

دنیای عجیبی ست ؛

اینجا لبخـند را هم ،

بایــد زد..!

" آخـــــــی "

این روزها

اگر خــــون هم گریه کنی

عمق همدردی دیگران با تو

یک کلمه است :

" آخـــــی "

آشق!

آشـــق !

از این به بعد اینگونه بنویسید !

چون همیشه سرش کــــلاه می رود ...